بلاگ

خلاقیت!

هر فرآيندی که با آنها چيز جديدی توليد شود . -خارج شدن از چهار چوب های ذهنی برای حل يک مسئله و… اين ها تعاريفی است که برای خلاقيت ارائه شده اند اما هر تعريف از خلاقيت ممکن است دچار تغيير شود همانطور که رابرت ويزنبرگ در کتاب “خلاقيت فراسوی اسطورهی نبوغ”می گويد:من در تعريف خلاقيت گفته بودم که خلاقيت پديد آوردن دستاورد های جديد و ارزشمند است ،اما اخيرا به اين نتيجه رسيده ام که اين تعريف از سويی بسيار جامع و از سويی بسيار محدود کننده است،خلاصه کلام !نميتوان خلاقيت را در يک جمله يا پاراگراف بيان کرد. خلاقيت همينجوري درست نميشه ! خلاقيت به معنای ابداع يک چيز به صورت تصادفی نيست بلکه بايد هدفدار باشد ،برای مثال اگه يک نقاش يک قوطی رنگ را تصادفا برروی بوم پاشيده و اثری خلق شده باشد که از ديدگاه ديگران جديد است نميتوان اسم اين را خلاقيت گذاشت اما اگر اين کار را از عمد و هدف دار انجام داده باشد ،ميتوان آن را خلاقيت ناميد. نوآوري يا خلاقيت مسئله اين است! مورد ديگری که بايد به آن توجه شود اين است که خلاقيت با نوآوری متفاوت است . خلاقيت بيشتر معطوف به تفکر برای ساخت يا حداکثر ساخت يک نمونه ی آزمايشگاهی از يک محصول جديد است در حالی که فرآيندی که برای توليد بيشتر يا تجاری سازی محصول انجام ميگيرد نوآوری نام دارد و کسی که محصول جديد،روش توليد يا نحوه کسب و کار جديد را به بازار عرضه می کند نوآور نام دارد لطفا قرص نخوريد خلاقيت را نميتوان مانند يک قرص به خورد آدم ها داد و روش مشخصی برای ايجاد خلاقيت وجود ندارد و فقط می توان برای ايجاد خلاقيت ذهن ها را آماده تر از قبل کرد که روش های آن به صورت تيتر وار به شرح زير است -اختصاص زمان برای تبادل نظر با ديگران -سفر کردن -مطالعه در زمينه مورد نياز ولی خلاقيت اگرچه راهی برای ايجاد ندارد اما موانعی دارد که آنهم به شرح زير است : -ترس از شکست و اشتباه -تصور اين که برای سوال تنها يک جواب وجود دارد -بيش از اندازه منطقی بودن -پيروی کورکورانه از قواعد -ترس از احمق جلوه نمودن اين ها بخشی از موانع شکوفايی خلاقيت بود نگارنده: علی لطیفی

تماس با ما